تبليغاتX
زمینه
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت *** بر رود بالا، همی با اصل خود یکتاستی

  سالياني پيش نبشته‌اي از استاد ملكيان خواندم كه در آن امام حسينعلیه‌السلام چون "قديس" شمرده‌شده‌بود.(1) قديس، كسي است كه حيات‌اَش را وقفِ خدا كند. (و در اين صحنه، حسينعلیه‌السلام همه آنچه را كه به صحرا آورده‌بود، وقف خداي‌اَش نمود) نمونه‌هاي ديدني از اين‌نوع انتخاب‌ها زياد‌اَند، در شيعه و اهل‌سنت: طلاب علوم ديني، و در مسيحيت و بوديزم: دختر و پسركاني كه بدين نيت، شور و جواني و زيبايي و ... روح و بدنشان را وقف خداي‌ْشان مي‌سازند. 

   به‌مناسبت محرمي كه در آنيم، چندي نظائر و اَشباه بين يهود و مسيحيت و شيعه به خاطرم آمد كه قابل ملاحظه بود.

    يكي‌اَش، پاشيده‌شدن خون در دو صحنه از آيين يهود و شيعه است. يكي، خوني كه جناب موسي ـ‌به امر يهُوه ـ بر مذبح پاشيد، و دگر خوني كه امام حسين (پدر) از زير گلوي علي‌اصغر(پسرش) بر آسمان پاشيد.

   [اي موسي!] ... و از خوني كه بر مذبح است ... آن‌را بر هارون و رَخت وي، بپاش! تا او و پسرانش و رختِ پسرانش با وي تقديس شوند.(2)

    حالا اين را مقايسه كنيد با كار نمادين حسين‌بن‌عليعلیهماالسلام  در گرماگرم كارزارِ عاشورا.

    به‌روايت طبري، امام حسين به پسرش (علي‌اصغر) مي‌نگريست که ناگاه تيري به گلوي علي نشست و او را ذبح کرد.(3) آن حضرت، دست خود را زير گلوي او گرفت، دستش پر از خون شد و آن را به جانب آسمان پاشيد.(4)

    امام باقرعلیه‌السلام فرمود: هرگز قطره‌اي از آن خون به‌زمين نريخت.»(5)

طبري با همين مضمون از امام باقرعلیه‌السلام نقل مي‌كند پس از اينكه تير بر گلوي علي اصغر نشست، پدرم خون را بر پسرش علي، مسح كرد و گفت: «خدايا خودت بين ما و اين قومي كه ما را به دعوت گرفتند، حكم فرما كه اين‌چنين ما را مي‌كشند.»

توجه شد؟ با اين كار، امام قطرات خون را به عنوان تبرك، نصيب آسمانيان (فرشتگان) مي‌كند، خوني كه نجس است و فقهاً ناپاك!

در آيين يهود، تقدس‌نماييِ درگاه عبادت‌گاه‌ها و محراب و مذابح، رسمي ديرين بوده و اكنون هم هست.

1. كاري ندارم به اينكه شخصيت امام، منحصر در قديس‌بودنش نيست؛ كه منزلت امام به‌تعبير امام عليعلیه‌السلام در خطبه سوم نهج‌البلاغه‌اَش، قطب‌بودن است: «أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ ». قطب، در اصطلاح به وسط آسيابِ سنگي گفته می‌شود كه سنگ آسیاب، دور محور آن مي‌چرخد. ‌از اين‌ استفاده مي‌شود كه تمامی حركاتي كه در جامعه انجام مي‌گيريد، بايد زير نظر امام است و امام، قطب است.

2. سفر خروج 29/21

3. تاريخ الامم والملوک، 5/448؛ مقاتل‌الطالبيين، ص90.

4. مقتل‌الحسين خوارزمي، 2/32.

5. عن الباقرعلیه‌السلام: «انه لم تقع من ذلک الدّم قطرة الي الارض». الملهوف علي قتلي‌الطفوف، ص169؛ اللهوف، ص 59، بحارالانوار، 45/46؛ مثيرالاحزان، ص70 .

+  سه شنبه 1 دی1388   توسط مهدی قاسمی  | 

نوشتن بعد از حدود دو سال، لابد محرّك داشته ـ كه داشت ـ اما يك آشتي نصب و نيمه با وبلاگ هم بود. راستش از وقتي كه وب قبلي اَم (آسمانه) به دليل ناشناخته اي فيلتر شد، خودم هم به دليل ناشناخته اي فيلتر شدم.

اما ... مرده بدم زنده شدم ...

۲ـ۳ تا طلبه ي طناز، كاري راه انداخته اند در حوزه علميه مشهد كه خواندني است. طلبه و طنز!! آري طبايع در حال دگرگوني است،‌پوستها مي افتند و ادبياتي جديد در حوزه متولد مي شود. اميد به كارهايي ستودني از اين دست: تاي تل اَش: علي ما نـُـقِـل و آدرس: http://sanjaq.blogfa.com

+  یکشنبه 29 آذر1388   توسط مهدی قاسمی  | 

بالای ضریح و زیر گنبد سیده الزینب *س*

ضریح مقام رئوس شهداء

(گفته می شود سر مبارک ۱۶ صحابه امام حسین اینجا دفن اند: از جمله: رأس اباالفضل العباس، علی اکبر، حبیب بن مظاهر و ...)

قبر مطوّل هابیل (حدود ۵ متر)

یا واقعاً نسل اول، اینقد قد دار بودن یا اینکه کلاً قبرها رو بزرگ می ساختند یا اینکه همش دروغه و سند نداره)

چقدر، نوشته که نوشته نشده بود بر دیوار بیرونی مقبره!!

از اینکه او را چقدر دوست دارند و تک جمله های مشهورش را.

قبرش تکیه بر بارگاه زینب داشت، و تنها، سخت و صبور!

جزو قدیمی ترین مکان های بهداشتی جهان اسلام

درست وسط بازار حمیدیه دمشق، قیمت امکانات: با سرویس سونا، ماساج عربی! و چای و قلیون: ۱۰هزار تومان

 

نمایی زیبا از صحن جامع اموی و مأذنه العروسش

(مکانی با قدمت ۳ تا ۴ هزار ساله، از زمانی که معبد آمون مصریان در آنجا بوده، تا کلیسای مسحیت و در سال ۹۶ توسط ولید بن عبد الملک(ششمین خلیف اموی) با هزینه ای بسیار سنگین به مسجد تبدیل و جزو مکانهای هنری و دیدنی شد.)

بر این مأذنه در زمان کلیسا بودنش و هنگام عروسی ها، پارچه و لوازم زینتی می آویختند برای شگون عروسی، و بعدها و در اسلام آن هنگام از آن بالا رفته و اذان می گفتند. و امروزه فقط مأذنه است.

کلیسای عام ارتدوکس مربوط به قدیس آنتونیوس

بسیار دیدنی و زیبا در وسط بازار باب توما که دروازۀ شرقی دمشق است.

در کلیسا ازدحام بود. و معلوم شد عروسی است. داماد و عروس در حال چرخ زدن در جایگاه و کشیش هم ورد می خواند و ساقدوشها در اطراف. با خودم گفتم برای یکبار هم که شد یک مراسم عروسی رو دارم می بینم که ناگهان صاحبان مجلس که متوجه عکس گرفتنم شدند، محترمانه بیرونم کردند.

+  شنبه 26 مرداد1387   توسط مهدی قاسمی  | 

اینجا زادگاه جد الانبیاء، ابراهیم خلیل است. شانلی اورفا. ترکیه. مرداد ۱۳۸۷

      بقایای کاخ نمرود، بر بلندای کوهی که به زعم خود می توانست بر تخت جلال خدایی تیر زند. اما واقعاً ارتفاع داشت. من با طی حدود ۱۵۰ پله سنگی توانستم بر قسمتی از آن احاطه یابم و تصویر بگیرم. آن گنبد، در کنار غار زادگاه ابراهیم است که در زیر همین کوه و دهانه آن قرار دارد.

اینجا اطراف غار و مسجد ابراهیم است. سمت راست، مکانی است که ابراهیم از آنجا با منجنیق به درون آتش پرتاب شده است. درون این رود، ماهیان سیاهی بودند که می گفتند، از نسل ماهیانی اند که در داستان آتش نمرود، آب می افشاندند. 

+  دوشنبه 21 مرداد1387   توسط مهدی قاسمی  | 

در سال ششم هجری، میان پیامبر و كفار مكه قراردادی امضا شد كه در آن هر دو طرف صلحی به مدت ده‌سال پذیرفته بودند.

دو سال از این‌پیمان گذشته‌بود كه روزی یكی از كفار هم‌پیمان قریش با سرودن شعری توهین‌آمیز به پیامبر اسلام اهانت كرد. این‌عمل، موجب درگیری شد. ابوسفیان به‌ناچار برای میانجی‌گری نزد امیرمؤمنان، علی‌(علیه‌السلام) رفت و از او خواست كه پیش پیامبر اكرم‌(ص) شفاعت نماید.

علی(ع) در جواب فرمود: پیامبر خدا با شما پیمانی بست و هرگز از پیمانش برنمی‏گردد ... در این هنگام، حضرت فاطمه در پشت پرده ایستاده بود و امام‌حسن(ع) كه كودك چهارده‌ماهه‌ای بیش نبود پیش او بود.  ابوسفیان خواست كه حضرت فاطمه اجازه دهد امام حسن، نزد پیامبر اكرم(ص) از ابوسفیان شفاعت كند. با شنیدن این‌سخن، امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یك دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند او را به زبان آورد تا بگوید: ای ابوسفیان! بگو جز خدای یكتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من (برایت) شفاعت كنم. اینجا بود كه علی(ع) (از سر ذوق) فرمودند: سپاس و ستایش خداوندی را كه در خاندان محمد از میان خودشان كسی را مانند یحیی بن زكریا قرار داد(كه در كودكی به اذن خدا زبان به‌حق گشود) و این‌آیه‌12سوره مریم را تلاوت كرد: (یا یحیی خذ الکتاب بقوۀ وآتیناه الحكم صبیا.)

مهم‌‌ترین صفت یحیی، زهد و قناعت شدیدش بود. آنچنان‌که در روایت ناب شیعی خودمان هم مثلش آمده: «من اراد ان ینظر الی آدم فی‌علمه، و نوح فی‌حلمه، و ابراهیم فی‌حلمه، و یحیی‌بن‌زکریا فی‌زهده، و موسی‌بن‌عمران فی‌بطشه، فلینظر الی علی‌بن‌ابیطالب(علیهم‌السلام) خلاصه میزان‌الحکمه، ص38. در اصول کافی، ج2، ص655 آمده که ایشان از خوف عذاب‌الهی بسیار می‌گریست و خنده نمی‌کرد.

و شهادت آن‌حضرت چنانکه در کتب قصص انبیا آمده و شهره، اینست که زن‌بدکاره‌ای با هیرودیس‌ـ پادشاه وقت‌ـ رفت‌و‌آمد داشت تا آنکه طی توطئه‌ای، دختر زیبایش را در معرض نگاه هوس‌آلودۀ پادشاه داشت. مادر هرزه، از دختر هرزه‌ترَش خواست که در برابر پادشاه، وی حاجتش را خون یحیی بشمرد.(بحارالانوار، 14/180 و قصص الانبیاء(نجار)، ص369)

یا به‌نقلی دگر، هیرودیس، عاشق دخترِ خواهرش می‌شود و چون در شریعت یهود این، از ممنوعات بود، مادر دختر با آن فتانه، فتنه‌گری می‌کنند و خون یحیی را بر زمین می‌ریزند. (قصص‌الانبیاء(راوندی)ص218)

امام صادق در روایتی می‌فرمایند: «قاتل حسینبن‌علی و یحیی‌بن‌زکریا(علیهماالسلام) زنا زاده بودند، و آسمان و زمین تاکنون فقط بر ایندو گریسته است(کنایه از شدت تأثر و عظمت داستان) بحار14/182 و تفسیر قمی ص616 و کامل الزیارات ص250.

از خدا پنهون نیست، از شما چه پنهون! آخر همین هفته، ایشاالله عازم سوریه‌ام با بانو و رضی‌الدین. از جاهای دیدنی در مسجد جامع و مسجد اموی دمشق، یکی محل دفن سر یحیی است. البته خود بدن در مسجد دلم (در ناحیه زبدانی از نواحی دمشق) مدفون است. محل دفن پدر (زکریا) نیز در مسجد اموی شهر حلب است.

جامع و مسجد اموی

+  شنبه 29 تیر1387   توسط مهدی قاسمی  |